هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
571
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
خدا چه در شام و چه در عراق يا حجاز و يا يمن ، امن هستند و ياران على بن ابى طالب ، بر جان و مال و زنان و فرزندانشان ، بيمى نداشته باشند معاويه در اين مورد با خداى خود عهد مىبندد و بر اين نيز پيمان مىبندد كه در مورد حسن بن على و برادرش حسين و هر يك از اهل بيت رسول خدا ، چه در نهان و چه آشكار ، توطئهاى عليه آنان ، طرح طرحريزى نكند و احدى را در هر جاى زمين ، از ايشان نترساند و خداى بهترين گواه است . برخى مورخين معتقدند كه اين سند ، همهء مواد توافقنامه را در بر نمىگيرد و آنگونه كه خود مىگويند بسيارى از مواد آن از قلم افتاده است از جمله اينكه شرط شده كه پس از معاويه ، ولايت امر به امام حسن ، واگذار شود و در صورتى براى امام حسن اتفاقى افتاده باشد برادرش ، امام حسين عهدهدار آن گردد . و نيز از جمله شرايط ديگر ، عفو همگانى در مورد همهء مردم بويژه اهل عراق و شيعيان حضرت على ( ع ) و اينكه معاويه خود را امير المؤمنين ننامد و اينكه امير المؤمنين على ( ع ) را دشنام نگويد و جز به نيكى ، يادش نكند . و او خود ، به داورى ننشيند و اينكه بر خانوادههاى يتيمان و كسانى را كه در جنگهاى جمل و صفين با امير المؤمنين شركت داشته و كشته شده بودند هزار هزار درهم ، انفاق نمايد و امام حسن تمامى آنچه را كه در بيت المال مسلمين در كوفه هست هر چقدر باشد ، بگيرد و معاويه ساليانه صد هزار درهم به او بدهد . از برخى روايات چنين بر مىآيد كه حدود پنج ميليون درهم در بيت المال وجود داشته است و شرطى را كه امام حسن در مورد اختصاص ساليانه دويست هزار درهم به خود و نيز برترى بخشيدن بنى هاشم در بخششها نسبت به بنى عبد شمس با معاويه كرد و ديگر روايات متضادى كه دربارهء مواد شرطى كه امام حسن ( ع ) گذارد و معاويه بدانها ملزم گرديد . و مسلما اين شرط بوده كه معاويه كسى را جانشين خود معين نكند و نسبت به همهء كسانى كه در كنار امير المؤمنين بويژه اهل عراق و آنها كه عشق شديدى به على و فرزندان وى داشتند عفو عمومى اعلام كند چون از كينه و نفرت شديد وى نسبت به اهل البيت ( ع ) به خوبى آگاه بود و مىدانست كه در صورت فرصت يافتن از آنان انتقام خواهد گرفت و چه بسا اين ماده ، به نظر امام حسن ( ع ) ، از جمله مهمترين مواد توافقنامه بشمار مىآمد . و با وجود اينهمه تأكيد بر آن ، نفس كينهتوز معاويه ، مانع از آن گرديد تا بر آنچه كه با خدا پيمان بسته بود ، پايبند بماند او سران شيعه و بزرگان آنان را مورد قتل و حبس و تبعيد و تعقيب قرار داد و بخششهاى آنان را قطع كرد و آواره دشت و بيابانشان ساخت و به كارگزاران و يارانش در همهء ايالات دستور و سفارش داد كه